مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )

90

مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )

گويد : همهء صداها به گريه بلند شد ! و گفتند : بس است اى دختر پاكيزگان ! كه دلهايمان را آتش زدى و گلوهايمان را فشردى و درونمان را شعله‌ور ساختى . پس آن حضرت سكوت كرد . « 1 » خطبهء ام كلثوم ، دختر على ( ع ) گويد : ام كلثوم دختر على ( ع ) ، از پس پردهء كجاوه‌اش به سخنرانى پرداخت . او صدايش را به گريه بلند كرد و گفت : اى اهل كوفه ! بدا به حال شما ، حسين را خوار كرديد و كشتيد . اموالش را غارت كرديد و وارث او شديد ! زنانش را به اسارت در آورديد و آزارشان داديد . مرگ و نابودى بر شما باد ! واى بر شما ! آيا مىدانيد چه مصيبتى بر سر خود آورديد و چه بار سنگينى بر پشت خود نهاديد و چه خونهايى را ريختيد و چه بانوانى را داغدار و چه دخترانى را غارت كرديد ؟ ! شما بهترين مردان پس از رسول خدا ( ص ) را كشتيد . رحم از دل شما برداشته شده است . بدانيد كه حزب خداوند رستگاران‌اند و حزب شيطان زيانكار مىباشند . آنگاه گفت : ( برادرم را ظالمانه كشتيد ، واى بر مادرهايتان ، كيفرتان آتشى شعله‌ور خواهد بود ، خونهايى را ريختيد كه خداوند ريختن آنها را حرام كرده بود ، همچنين قرآن و محمد آنها را حرام كردند ، هان ! بشارت باد شما را به آتش ، شما فردا به يقين در قعر آتش جاودان خواهيد ماند ، من تا زنده‌ام بر برادرم و بهترين زادهء پيامبر مىگريم ، با اشكى فراوان كه پيوسته بر چهره‌ام جارى است و هرگز خشك نمىشود ) . گويد : صداى شيون و زارى مردم بلند شد . زنان موهايشان را پريشان كردند و خاك بر سر ريختند ، صورت خراشيدند و سيلى به صورت زدند و صداى آه و شيون بلند كردند .

--> ( 1 ) . اللهوف ، ص 194 ؛ ر . ك . الاحتجاج ، ج 2 ، ص 104 ؛ مثير الاحزان ، ص 87 ؛ تسلية المجالس ، ج 2 ، ص 355 - 359 .